این سایت در حال حاضر پشتیبانی نمی شود و امکان دارد داده های نشریات بروز نباشند
صفحه اصلی
درباره پایگاه
فهرست سامانه ها
الزامات سامانه ها
فهرست سازمانی
تماس با ما
JCR 2016
جستجوی مقالات
چهارشنبه 29 بهمن 1404
مطالعات حقوقی
، جلد ۱۷، شماره ۱، صفحات ۳۱۳-۳۴۸
عنوان فارسی
تفسیر قانون از منظر دکترین «انکار عدالت»
چکیده فارسی مقاله
مقدمه:
پدیدههای اجتماعی همواره در حال تغییر و تحول هستند و شرایط تازهای را به وجود میآورند که از قبل قابل پیشبینی نبوده است. در بعضی موارد نیز، اوضاعواحوال دارای جزئیاتی چنان گسترده است که اصولاً نمیتوان برای همه آن موارد، قانون ویژهای وضع کرد و درعینحال، ممکن است شمول قانون معین بر مصادیق مختلف، موجب خروج احکام صادره از دایره عدالت و تحقق «انکار عدالت» شود. اینکه دادرس، مانند رباتی که به او دادههایی منتقل کرده و سپس در قبال سؤال مطروحه، منتظر استنتاج و پاسخ آن باشند و از او بخواهند که فقط بر اساس قانون به صدور رأی بپردازد، اساس کار قضا را زیر سؤال میبرد. از طرفی، آنکه برای دادخواهی به دستگاه قضا متوسل شده و برای احقاق حق خویش بدان پناه برده است یا شخصی که بیخبر، دستاویز زیادهخواهی برنامهریزیشده دیگران قرار گرفته، توقع دارد که این نهاد به یاری او شتافته و در تشخیص حق از باطل بکوشد و توانا باشد. او قاضی را شخصی برتر میداند که ذکاوت لازمه جهت تمییز راست از دروغ را دارد و میخواهد که به تظلمخواهیاش رسیدگی شده تا حق به حقدار برسد و از ظلم و بیعدالتی جلوگیری شود. برای افراد جامعه پذیرش اینکه توانایی قاضی در تشخیص حق از باطل محدود است و فقط بر اساس و معیار
قانون بتواند اقدام به صدور رأی کند، سخت و دشوار است و میخواهد اجرای عدالت را با تمام وجود حس کند.
روشها:
این مقاله که اطلاعات اولیه خود را به روش کتابخانهای گردآوری کرده و سپس به تجزیهوتحلیل موضوع به صورت کاربردی پرداخته، به بیان این راهکار از طریق شیوههای نوین و خاص تفسیر قانون به منظور پرهیز و دفع انکار عدالت پرداخته است.
یافتهها:
«انکار عدالت» به حالتی گفته میشود که عدالت به طرزی جدی و آشکار نادیده گرفته شده باشد که مراتبی بالاتر از بیعدالتی صرف است. «انکار عدالت» نوعی «بیعدالتی شدید» است که اساس و مبنای دادرسی و دادخواهی را زیر سؤال میبرد تا جایی که به نظر میرسد «استنکاف از احقاق حق» صورت گرفته است و هر بیننده و شنوندهای آن را مذموم میداند و موجب سرخوردگی از دادخواهی و جدا افتادن دادرسی از فلسفه وجودی خود میشود که مسلماً موجب نارضایتیهای گسترده خواهد شد. حتی سنجیدهترین قوانین که پس از سالها تجربه و تحقیق از تصویب گذشتهاند، نتوانستهاند برای همه موارد ممکن و متصور، از پیش پاسخی درخور تدارک ببینند. حال اگر دادرس در موقعیتی قرار بگیرد که اعمال قانون در آن مورد، به جای آنکه موجب احقاق حق واقع شود، بروز شرایط «انکار عدالت» را به همراه داشته باشد، در این صورت قاضی چگونه میتواند از به وجود آمدن «انکار عدالت» جلوگیری کند؛ بهگونهای که ضمن حفظ بنیان قانون و بدون قصد زیر پانهادن و تمرد از مقررات قانونی، از بیعدالتی آشکار بگریزد؟
این مقاله ضمن بیان علل لزوم تفسیر قانون از منظر دکترین «انکار عدالت»، سعی داشته که روشهایی جهت تفسیر قانون ارائه کند تا در حد ممکن ضمن حفظ اساس و بنیان قانون و عدم سرپیچی از آن، بتوان از بروز «انکار عدالت» جلوگیری کرد. عمده این روشها عبارتاند از: 1. رجوع به آخرین اراده قانونگذار؛ 2. ساختارشکنی و 3. تفسیر منطبق با روح قانون. اگر بخواهیم جایگاه اینگونه از تفاسیر را در هرمنوتیک حقوقی که شامل انواع تفسیر متنمحور و مؤلفمحور و مفسرمحور است بیابیم، باید گفت که روش اول زیرمجموعه تفسیر متن محور، روش دوم زیرمجموعه تفسیر مؤلف محور و روش سوم نیز زیرمجموعه روش مفسر محور قرار خواهد گرفت. نکتهای که در این میان حائز اهمیتی ویژه است این است که لازم است روشهای تفسیری ذکرشده به ترتیب مورد استفاده قرار گیرند و در هر پرونده، قدم به قدم، پیش رفته و چنانچه امکان استفاده از روش اول و رفع انکار عدالت وجود داشته باشد، نوبت به روش دوم نمیرسد و به همین ترتیب از روشهای دوم و سوم استفاده میشود.
نتیجهگیری:
در حقوق داخلی، اگرچه بتوان در خصوص قواعد ماهوی، دکترین «انکار عدالت» را با تمسک به تفسیر قانون به شیوههایی همچون رجوع به آخرین اراده قانونگذار، ساختارشکنی و تفسیر منطبق با روح قانون، اعمال کرد؛ لیکن در خصوص قواعد شکلی که عموماً امری هستند، نیازمند قانونگذاری و پیشبینی قانون جهت امکان اعمال نظر قاضی به منظور اجتناب از «انکار عدالت» است و نمیتوان صرفاً با تفسیر قانون، از «انکار عدالت» به وجود آمده ناشی از قوانین شکلی رهایی یافت. امری که توجه بدان بسیار بیشتر از سایر حوزهها ضروری است، زیرا درواقع قوانین شکلی، جولانگاه وسیعی جهت بروز «انکار عدالت» هستند. امروزه همزمان با جنبش دسترسی به عدالت در جوامع بینالمللی، لازم است که ایران نیز بهعنوان کشوری مستقل، پیشرفته و غنی در دستیابی و در نظرگرفتن عدالت، در این زمینه و با اتکا به روشهای مذکور، دارای احکامی عادلانه و پیشرو و الگویی برای سایر کشورها باشد؛ بنابراین به رسمیت شناختن امکانهای تفسیری برای قضات نه یک «انتخاب» بلکه «ضرورت» است؛ ضرورتی که عملاً بر هر نظام حقوقی تحمیل میشود.
کلیدواژههای فارسی مقاله
تفسیر قانون،روش تفسیر،انکار عدالت،دکترین حقوق،حکم عادلانه،هرمنوتیک حقوقی،
عنوان انگلیسی
Interpretation of the Law from the Perspective of the "Denial of Justice" Doctrine
چکیده انگلیسی مقاله
Introduction
Social phenomena are constantly evolving, creating unforeseen conditions that cannot always be predicted. In certain cases, circumstances involve such intricate details that establishing specific laws for every possible scenario becomes impractical. Moreover, applying a rigid legal framework to diverse situations may sometimes result in rulings that deviate from the principles of justice, leading to what is known as "denial of justice." The expectation that a judge should function like an automated system—merely processing input data and producing verdicts strictly based on codified laws—undermines the very essence of judicial work.
On the other hand, individuals who turn to the judicial system for redress, whether to assert their rights or defend against unjust claims, expect this institution to deliver fair and discerning judgments. They view judges as figures of wisdom, capable of distinguishing truth from falsehood, and anticipate that their grievances will be addressed in a manner that upholds justice and prevents oppression. It is challenging for society to accept that a judge’s ability to discern right from wrong is constrained by legal statutes,
and that rulings must adhere strictly to predefined legal criteria. People yearn to witness the genuine execution of justice, one that resonates with their innate sense of fairness.
Methods
This article employs a library-based research method to gather primary data, followed by a practical analysis of the issue. It proposes innovative and specialized approaches to legal interpretation as a means to avert and counteract instances of "denial of justice."
Results and Discussion
"Denial of justice" refers to a scenario where justice is not merely compromised but entirely disregarded—a form of severe injustice that undermines the very foundation of legal proceedings. It creates such a profound sense of inequity that observers unanimously condemn it, leading to disillusionment with the judicial system and a departure from its core purpose. This, in turn, fosters widespread discontent. Even the most meticulously crafted laws, developed after years of deliberation and research, cannot anticipate every conceivable case. When a judge encounters a situation where applying the law as written would result in "denial of justice," how should they proceed? How can judges prevent such outcomes while remaining faithful to legal principles and avoiding deliberate defiance of statutory regulations? This article explores solutions through novel interpretive techniques, emphasizing the necessity of legal interpretation from the "denial of justice" perspective. It proposes three primary methods:
Referring to the legislator’s intent
– A text-centered approach.
Deconstructing the law
– An author-centered approach.
Interpreting according to the spirit of the law
– An interpreter-centered approach.
These methods should be applied sequentially. If the first method resolves the issue, the subsequent ones need not be invoked. This structured approach ensures that judicial interpretation remains both principled and flexible.
Conclusions
In domestic law, the doctrine of "denial of justice" can be applied through legal interpretation. However, in the case of formal (procedural) laws—which are typically mandatory—legislative intervention is necessary to grant judges discretionary authority to prevent "denial of justice." Simply interpreting such laws may not suffice, particularly since procedural rules are particularly susceptible to injustices. In today’s global movement toward accessible justice, Iran, as an independent and historically justice-oriented nation, should leverage these interpretive methods to issue equitable and progressive rulings, setting an example for other legal systems. Recognizing judicial interpretive authority is not merely an option but a necessity—one that every legal system must embrace to ensure justice prevails.
کلیدواژههای انگلیسی مقاله
تفسیر قانون,روش تفسیر,انکار عدالت,دکترین حقوق,حکم عادلانه,هرمنوتیک حقوقی
نویسندگان مقاله
پریسا محمدی مقدم |
دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، واحد آیت ا... آملی، دانشگاه آزاد اسلامی، آمل، ایران
حسن بادینی |
دانشیار گروه حقوق خصوصی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
جواد نیک نژاد |
استادیار گروه حقوق خصوصی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
نشانی اینترنتی
https://jls.shirazu.ac.ir/article_7431_0397ac16ec7c3e1c0fc1e174060bff3b.pdf
فایل مقاله
فایلی برای مقاله ذخیره نشده است
کد مقاله (doi)
زبان مقاله منتشر شده
fa
موضوعات مقاله منتشر شده
نوع مقاله منتشر شده
برگشت به:
صفحه اول پایگاه
|
نسخه مرتبط
|
نشریه مرتبط
|
فهرست نشریات